باغنامه

ديشب باغ قلهك يكي دو ساعتي به دست بچه هاي بسيج دانشجويي تسخير شد و پرچم فلسطين به جاي انگليس بالا رفت.
اين اتفاق بسيار بزرگي بود، چون هميشه در مقابل اين باغ تجمع مي شد ولي هيچ وقت هيچكس به داخل راه پيدا نكرده بود، دوم اينكه باغ قلهك براي تهراني هاي امروز مثل لانه جاسوسي به حساب مي آمد، سوم اينكه بسيج دانشجويي كه همه بهش برچسب سوسولي مي زدند اين كار رو كرد و هزار چيز ديگه كه اين كار رو مهم و مهم تر مي كرد.
باغ قلهك تسخير شد، پرچم رو پايين كشيدند و پرچم فلسطين رو بالا بردند، بعد هم با زيارت عاشورا و توافق مسالمت آميز باغ تخليه شد.
همين مسئله باعث شد كه تا صبح براي كار خبري در قلهك مشغول باشيم.
همه مقابل دفتر حافظ منافع مصر تجمع كردند و شعار دادند، بعد از آرامش عده اي به سفارت عربستان حمله كردند و با كوكتل مولوتف و سنگ به اين ساختمان حمله كردند و تمامي شيشه ها را شكستند،ساعت حدود يك شب هم عده اي به سمت دفتر حفاظت منافع مصر در ايران حمله كردند و براي ورود به اين دفتر تلاش بسياري كردند كه با ممانعت نيروي انتظامي اين كار متوقف شد.
واقعيت اين بود كه گزارش گروه دوم رو كه مي خواستند وارد دفتر مصريها بشوند خود شخص من به مامورين نيروي انتظامي دادم، اما وقتي در چشمهاشان نگاه مي كردم هيچ چيز جز انگيزه عمل به تكليف نبود!
اينقدر مصمم بودند كه باتوم و گاز اشكاور هم اثر نمي كرد، مي ايستادند، با مامورين نيروي انتظامي بحث اعتقادي مي كردند، سينه مي زدند، شعار مي دادند و به سمت دفتر حمله مي كردند! جالب اينكه حتي اگر كتك هم مي خوردند نه كسي را مي زدند و نه به كسي توهين مي كردند، فقط مامورين را هل مي دادند و دنبال راه بودند! شايد تكليف آنها غزه بود و دفتر، براي همين هم به نيروي انتظامي كاري نداشتند.
