ورزش نامه

الا یا ایها الساقی مرا بنویس در خلها
که در این روزها ورزش بود در دست مونگول ها
همه اسفالتی و قیری و برخی از صدا سیما
همه شهردار مردانند جز جزئی از این کلها
همه با بوی خاک و کود از میدان آزادی
همه گل کاشتند اما نه این گلها از آن گلها
همه در فکر فوتبالند چون عشق چمن دارند
ریالی فکر می کردند در وقت تعامل ها
بله آسان نمود اول برای این مهندس ها
ولی ورزش شده اکنون هزینه بر تر از پلها
نه با دعوا نه استعفا که تا آمد میان فیفا
به سر گیریم ما اکنون کدامین خاک ها، خلها؟
خدا خیرت دهد محمود با این انتخاباتت
وزارتها، معاونها، همین گلها و بلبلها
نه اونجایی، نه این جایی، به بار آورد رسوایی
خدا یا رحم کن بر ما زشر نحس گاگل ها
کنون در فکر توجیهند تا خاکی به سر گیرند
سخنگوها، معاونها و از این دست اسکلها
هنوز از سالهای قبل ورزشها طلب کارند
همین آغاز راهی نو شود بهر تحولها
المپیک، وعده های شیک و بن بستی چنین باریک
پس از آن دست بر دیوار و شد چاره توکلها
و آن روزی که بربندد رئیس از مسندی رختی
حکایت می شود از نو حدیث کفش و قنبلها
